تبليغاتX
سید هاشم هدایتی - هاوار از تولد تا جوانمرگی(۴)

چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387

هاوار از تولد تا جوانمرگی(۴)

هاوار از تولد تا جوانمرگی(۴)

هاوار شماره ۲

گرچه سيكل چاپ هاوار دوهفته نامه بود اما بدليل همان مشكلاتي كه برشمردم شماره دوم آن به فاصله يك ماه در15 شهريور1384 منتشر شد. شماره دو سرآغازي بود برتحقق يك رويكرد جدي درخصوص نحوه تعامل با نيروهاي نوانديش ملي دركشور. درحد آگاهي وشناخت خودم يكي از كاستي هاي جريان هاي سياسي كردي را عدم تعامل ، ويا ضعف تعامل، با نيروهاي ملي غيركردستاني مي ديدم. تجربه نشان مي دهد، فعالان سياسي محلي همواره بر محدوده محلي فعاليت هاي خود تاكيد ورزيده وهرنوع گرايش به همفكري وهمكاري وتعامل با احزاب وچهره هاي ملي كشور را يك نوع واگرايي كردي تلقي وعاملان آن را مورد حمله قرار داده اند، چنانكه هرنوع ارتباط نيروهاي محلي كردستان با نهادها وجريان هاي ملي به عنوان يك ضعف – وحتي خيانت به كردها!- تلقي شده است. براين اساس تا سال هاي اخير – جز درمقاطعي از سوي كمونيست ها- كمتر فعال سياسي كرد مشاهده مي شود كه با افتخار عضويت خود دريك حزب ملي يا وابستگي به يك جريان ملي را علني كرده باشد. جالب است بگويم زماني كه درسال 1380 پيوستن خودم به سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي را با برخي افراد مطرح كردم ، مشفقانه! نهي مي كردند وبعدها نيز از سوي مخالفان سياسي خود بارها وبارها به دليل وابستگي به يك حزب ملي نكوهش شدم. همواره اين سوال براي من مطرح بوده است دركشوري مثل ايران كه تصميم گيري هاي مهم، متمركز وغالبا درتهران انجام مي گيرد وكردها نيز نيروي سرشناس وقوي درنهادهاي تصميم گيري كشور ندارند چگونه مي توان بدون تعامل با جريان هاي ملي مي توان زمينه تصميم سازي هاي مفيد براي منطقه را فراهم نمود. از ديگر سو براي كساني كه مدعي دموكراسي خواهي هستند جاي سوال است كه چگونه مي توان بدون تعامل با نخبگان ساسي ساير مناطق، آراي اكثريت مردم ايران را براي حمايت از خواست ها ومطالبات به حق كردها بدست آورد؟ درهرحال هنوز هم براين باور هستم كه شرط لازم وضروري موفقيت گروه ها وشخصيت هاي سياسي كردستان برقراري تعامل با افراد وگروه هاي ساير مناطق كشور به  ويژه مركز نشينان است. بدين منظور طوري برنامه ريزي شد كه درهاوار هرشماره با يكي از شخصيت هاي اثرگذار ملي ومحلي گفتگو نموده ويا به نحوي نسبت به انعكاس ديدگاه هاي شان اقدام شود. دراين راستا درشماره دو هاوار مصاحبه نسبتا مفصلي شد با سيد مصطفي تاجزاده از چهره هاي اثرگذار اصلاح طلب كشور. تاجزاده از اعضاي ارشد سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي وجبهه مشاركت ايران اسلامي، روزنامه نگار، صاحب كتاب ها ومقالات متعدد در عرصه سياست ومعاون بركنارشده وزير كشور دردوره اصلاحات است كه با حكم دادگاه سال ها از خدمات دولتي محروم شد. با توجه به اينكه تاجزاده چندين سال معاون سياسي وزيز كشور بود تلاش شد درآن مصاحبه رويكردهاي امنيتي وسياسي به قضاياي كردستان مورد بحث قرار گيرد كه به نظر مي رسد درشكافتن زواياي آن چالش موفق عمل شد. سرمقاله آن شماره نيز پاسخ من به منتقدان جريان اصلاح طلبان كردبود كه دبيري شوراي هماهنگي آن را برعهده داشتم. درآن زمان از سه طرف به اصلاح طلبان كرد، كه وارد عرصه انتخابات رياست جمهوري نهم شده بودند واز نامزدي دكتر مصطفي معين حمايت مي كردند، حمله مي شد: از سوي اقتدارگرايان حكومتي كه مارا قوم گراي تجزيه طلب مي ناميدند، از سوي گروه هاي اپوزيسيون خارج نشين كه مارا عمله حكومت مي دانستند واز سوي برخي شخصيت ها وافراد كرد داخل كشور كه عده اي حرف هاي اپوزسيون را مي زدند و برخي نيز براي ناكام كردن ما به ياري اقتدارگرايان حكومتي مي آمدند.براي شفاف سازي مواضع جريان اصلاح طلبان كرد مقاله" فرمول بغرنج اصلاح طلبي كردي" را درسرمقاله درج كرديم كه پاسخ نسبتا مشروحي بود به منتقدان ومخالفان ودرمعرفي مواضع واقعي اصلاح طلبان كرد موثر بود. در آن يادداشت چهار ويژگي "دين مداري، قوم مداري وكردايه تي، ايران مداري ودموكراسي خواهي" تشريح شد. دراين شماره خانم نسترن اسدي از معلمان موفق آموزش وپرورش كردستان- كه سال گذشته موفق به اخذ مدرك دكترا دررشته مديريت شد- مقاله "الگوي خانواده موفق" را نوشت. كردستان درمشروطيت به روايت آيت الله مردوخ كردستاني، بازتاب ملي حوادث مناطق كردنشين، اسلام حداكثري وحداقلي-نوشته محمد آزاد جلالي زاده فرزند مرحوم مسلم جلالي زاده كه درسال 1360 به همراه پدرش بدست گروه هاي مسلح ترور وبه شهادت رسيد- فقه ودموكراسي از نگاه دكتر سروش، ان.جي.اوها، دموكراسي وجامعه مدني- نوشته دكتر محمد علي توفيقي- از ديگر مطالب اين شماره هاوار بود. از آنجا كه زبان هاوار در مجوز رسمي ، كردي وفارسي انتخاب شده بود تلاش كرديم با همكاري دوستان كردي نويس صفحاتي از هاوار را به زبان كردي منتشر سازيم كه دراين شماره كاك ابراهيم ملكي باشماخي يادداشت زيبا وساده اي درمورد خواننده نامي كرد" عطاالله سعيد منصور " نوشت وبا عنوان"گوراني بيژي ره سه ني كورد" چاپ شد. درمورد بخش كردي هاوار اين نكته را هم اضافه كنم كه برخلاف برخي از نشريان محلي آن دوران بنده معتقد بودم بايد مطالب كردي هاوار به نحوي باشد كه اكثريت مردم كردستان بتوانند مفهوم آن را درك كنند. گاهي مطالبي درنشريات محلي به زبان كردي نوشته مي شد كه جز معدودي حرفه اي درزبان كردي متوجه محتواي آن نمي شوند. به هرحال واقعيت ها نشان مي دهد به دليل مخالفت حكومت هاي ديكتاتور وضد كرد اجازه داده نشده كردهاي ايراني با زبان مادري شان بخوانند وبنويسند وحتي پس از گذشت سي سال از تصويب قانون اساسي جمهوري اسلامي اجازه اجراي اصل 15 قانون اساسي كه آموزش زبان هاي محلي را تجويز نموده، داده نشده است. ما براين باور بوديم درچنين شرايطي بايد متون ساده وقابل فهم را به زبان كردي درهاوار ، كه يك نشريه عمومي است، منتشررساخت واز درج متون كردي نامانوس براي خوانندگان پرهيز نمود. البته اين بدان معنا نيست كه معتقد بوده باشيم افرادحرفه اي سكوت كنند ومطالب شان چاپ نشود .خير! بحث هاي حرفه اي مي تواند دركتب ويژه ويا نشريات كردي تخصصي مطرح شود. به هرحال از نگاه ما، بخش كردي هاوار مي بايست به نحوي تنظيم شود كه اكثريت خوانندگان منطقه ، كه حتي آشنايي كمي با نوشتن وخواندن كردي دارند مفهوم آن را به راحتي درك كنند. با اين رويكرد سراغ كساني رفتيم كه برساده نويسي اصرار داشته باشند. هاوارشماره دو نيز با تيراژ 3 هزار نسخه توزيع شد. با توجه به مشكلات فرا روي مقرر شد در استان كرمانشاه بصورت رايگان 100 تا200 نسخه توزيع شود ودراستان ايلام نيز دوستان همفكر اصلاح طلب توزيع هاوار را برعهده بگيرند. با كمك دوستان سيروان دونفر از توزيع كنندگان سيروان درسنندج واروميه وظيفه توزيع هاوار دراستان هاي كردستان وآذربايجانغربي را بعهده گرفتند. گمان مي كنم ميزان فروش هاوار شماره دو بيشتر از شاره يك شده باشد.

نوشته شده توسط هدايتي در 7:47 |  لینک ثابت   •