تبليغاتX
سید هاشم هدایتی

یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387

متن نامه اعتراضيه دكتر سيد هاشم هدايتي صاحب امتياز ومديرمسئول دوهفته نامه هاوار به هيئت نظارت برمطبوعات در مورد لغو امتياز ان نشريه

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

 

جناب آقاي علي رضا ملكيان

دبير محترم هيئت نظارت برمطبوعات

 

با سلام واحترام

 

          به استحضار مي رساند به موجب نامه شماره 5035/12/م به تاريخ 26/12/1386 دبيرخانه هيئت نظارت بر مطبوعات به اينجانب – صاحب امتياز ومدير مسئول دوهفته نامه هاوار- اعلام شده است كه هيئت محترم نظارت برمطبوعات در سي وسومين جلسه از يازدهمين دوره خود، در تاريخ 20/12/1386 پروانه انتشار نشريه "هاوار" را با استناد به تبصره ماده 11 قانون مطبوعات مصوب 22/12/1364 واصلاحات بعدي  آن ، لغو نموده است. درنتيجه از آن زمان تا كنون از انتشار هاوار جلوگيري شده است.

 

          در تبصره ماده 11 قانون مطبوعات  آمده است " درصورتي كه صاحب پروانه يكي از شرايط مقرر درماده 9 قانون را فاقد شود، پروانه نشريه لغو مي شود". با مراجعه به متن ومنطوق ماده 9 قانون مذكور نيز ملاحظه مي شود كه اينجانب جميع شرايط ششگانه لازم براي اخذ پروانه انتشار نشريه را داشته وتبعا دربدو تقاضاي اينجانب براي دريافت مجوز ، كليه آن شرايط توسط مراجع محترم قانوني وذيصلاح بررسي واحراز شده است وبرآن مبنا پروانه نشريه هاوار به نام اينجانب صادر شد. با توجه به احراز اوليه وجود شرايط سلبي وايجابي مندرج در ماده 9 قانون مطبوعات در زمان صدور پروانه نشريه هاوار ، لغو امتياز آن بدون اينكه اينجانب در محكمه اي صالح محاكمه ومحكوم شده واين محكوميت نيز سبب محروميت از حقوق اجتماعي شود، فاقد وجاهت قانوني بوده وخلاف اصول 36 ، 37 و 168 قانون اساسي وحق مكتسبه بوده و موجب تضييع حقوق حقه وحقوق شهروندي اينجانب به عنوان شهروند جمهوري اسلامي شده است.

          ذكر اين نكته را ضروري مي داند كه نشريه هاوار در مدت اندكي كه از انتشار آن مي گذرد از معدود نشريات محلي بوده است كه درميان آحاد مردم مناطق كردنشين، داراي حضور ملموس ومحسوس بوده وبا استقبال جدي خوانندگان مواجه شده وسعي بر اطلاع رساني دقيق وشفاف وبسط وگسترش موضوعات اجتماعي ، اقتصادي ، فرهنگي و سياسي وفق ماده 2 قانون مطبوعات داشته است . با اين اوصاف تعطيلي ولغو امتياز آن -  در شرايطي كه استان كردستان فاقد نشريات موردنيازاست- ظلمي مضاعف بر مردم وخوانندگان هاوارنيز به شمار مي رود.

 

          لذا با توجه به موارد مذكور ونظر به اينكه هر متهمي بايستي از اتهام منتسبه به خود ومبنا ومنشاء اتهام به صورت مكتوب وبدون ابهام مطلع شود، استدعا دارد اولا نوع اتهام اينجانب و انطباق آن با بندهاي ماده 9 قانون مطبوعات را مشخص نمائيد ثانيا مرجع يا مراجع اعلام كننده اتهام وبه تبع آن جرم منتسبه وصادر كننده حكم محكوميت به همراه مدارك مستند را اعلام فرمائيد. بديهي است درغير اين صورت اقامه دعوا براي اعاده حيثيت از طريق مراجع ذيصلاح قضائي را حق مسلم خود دانسته وتا تعيين تكليف نهايي آن را پي گيري خواهم كرد.

 

سيد هاشم هدايتي

صاحب امتياز ومديرمسئول دوهفته نامه لغو امتياز شده هاوار

 

 

رونوشت:

مديركل محترم اداره فرهنگ وارشاد اسلامي استان كردستان جهت استحضار، پي گيري واعلام نتيجه

نوشته شده توسط هدايتي در 9:2 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387

هاوار شماره هفت

 

هاوار شماره هفت

 

هفتمين شماره هاوار در روز شنبه دوازدهم آذر1384 با تيتري از مصاحبه اختصاصي مهندس بهزاد نبوي از چهره هاي شاخص سياسي كشور منتشر شد. انعكاس ديدگاه هاي سياستمدار كهنه كاري نظير بهزاد نبوي كه از سال 1330 ودر سنين نوجواني وارد فعاليت هاي سياسي شده ، عضو جبهه ملي بوده، هوادار مجاهدين خلق اوليه بوده و سال هاي متمادي در زندان رژيم شاه به سر برده و در زندان با همكاري جمعي از همفكران ، گروه " امت واحده " را سازماندهي مي كند وپس از پيروزي انقلاب اسلامي از بنيانگذاران سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي بود، ده بار از مجلس شوراي اسلامي درپست وزارت راي اعتماد گرفته واز چهره هاي سياسي اثرگذار بر روند تحولات كشور بوده است براي خوانندگان هاوار مي توانست علاوه بر جذاب بودن درتشريح مواضع ملي انديشان كشور در مورد مسئله كرد و كردستان موثر باشد. مذاكره با وي وجلب رضايت نبوي براي مصاحبه ، كار سختي نبود چرا كه او تعامل و گفتگو را همواره به عنوان يك راه درست براي همگرايي نيروهاي معتقد به حقوق ملت مي داند. مصاحبه با نبوي قريب دوساعت طول كشيد. پس از اتمام كار ، پياده سازي وتايپ مطالب ، صبورانه يكبار ديگر به ويرايش آن پرداخت. از نظر مهندس نبوي" دموكراسي ، يگانه راه حل تحقق مطالبات قومي در كشور است" وهمين جمله تيتر مصاحبه او شد. نبوي برخلاف برخي از فعالان ملي كشور كه وجود هر نوع چالش ومسئله اي را پيرامون اقوام انكار مي كنند ، درمصاحبه با هاوار به صراحت اعلام نمود"قائل به وجود مسائل وبعضا شكاف هاي قومي ومذهبي بالقوه دركشورمان هستيم وبه هيچ وجه پاك كردن صورت مسئله را براي حل مسئله قابل قبول نمي دانيم". نبوي كه از اعضاي ارشد- وحقا اثرگذار بر مواضع – سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران است درمورد مباحث مطرح شده در"كميسيون ويژه اقوام ومذاهب" آن سازمان ، كه خود مسئوليت آن را برعهده دارد به تفصيل سخن گفت. نبوي گفت" آقايان دكتر سيد هاشم آقاجري، سيد هاشم هدايتي، محسن آرمين، علي باقري وبنده عضو كميسيون هستيم و در جلسات هفتگي به مسائل مربوط به اقوام مي پردازيم ، اطلاعات زيادي جمع آوري شده است. كميسيون بر اساس آن اطلاعات، امكان بررسي و تحليل دقيق تر مسائل پيچيده اقوام ومذاهب كشورمان را بدست مي آورد. ما دركميسيون سه سوال اصلي را مطرح كرده ودر صدد پاسخگويي به آن ها هستيم:" يك. آيا دركشور ما مسائل قومي و مذهبي و شكاف ميان قوميت ها با دولت مركزي و با قوميت هاي ديگر وجود دارد يا خير؟ دوم. علل وعوامل بوجود آورنده اين مسائل وشكاف هاي احتمالي چيست؟ سوم. راهكارهاي حل اين مسائل، رفع شكاف هاي احتمالي وتقريب قوميت ها با يكديگر وبا دولت مركزي ، كدام است؟" نبوي در اين مصاحبه                 " دموكراتيزاسيون كشور، شايسته سالاري، تايد بر اجراي اصول معطل مانده قانون اساسي و پذيرفتن حقوق دموكراتيك براي همه ايرانيان، سهم داشتن اقوام و مذاهب در ساختار اداري كشور" را راه      حل هاي مناسب براي مسئله قومي ومذهبي دركشور دانسته وتاكيد نمود:"بايد علاوه بر شعار ايران براي همه ايرانيان، شعار سهم محفوظ براي اقوام ومذاهب ايراني در حاكميت را نيز مطرح كرد".

سرشماري جمعيت قومي ومذهبي كشور عنوان سرمقاله هاوار شماره هفت بود. دراين سرمقاله آمده است" براساس برنامه ريزي مركز آمار ايران در اقلام اطلاعاتي نفوس براي سرشماري سال 1385 تغييراتي حاصل شده است كه بسيار حائز اهميت است. اقلام جديد اطلاعاتي نفوس عبارتند از: ... اضافه شدن عنوان مذهب است كه ذيل دين اسلام، مذاهب شيعه اثني عشري، سني و ساير مذاهب اسلامي.....قرار مي گيرد. وعنوان جديد ديگر، كه فقدان آن در سرشماري هاي پيشين جاي بسي تعجب است ، زبان زبان هاي محلي يا قومي است از جمله زبان بلوچي، تركمني، تركي، عربي، كردي، گيلكي، لري ومازندراني است". جال توجه اينكه اين تغييرات كه از سوي دولت خاتمي براي سرشماري سال 1385 طراحي شده بود ومي توانست خلاء جدي فقدان آمار واقعي جمعيت اقوام ومذاهب ايراني را پركند، در دولت نهم از سرفصل هاي فرم سرشماري حذف شد. واين بدان معنا بود كه دولتمردان جديد جمهوري اسلامي علاقه اي به شناخت ميزان واقعي جمعيت كردها وتركمن ها وبلوچ ها وفارس ها و....ندارند. چرا؟ بماند!

معرفي چهره هاي ماندگار منطقه يكي ديگر از برنامه هاي هاوار بود وچه بهتر كه آغاز پرداختن به معرفي مردان وزنان كرد با معرفي دكتر مظفر پرتوماه انجام مي گرفت. مقاله " چهره ماندگار كردستان: دكتر مظفر پرتوماه" از نشريه "راه ما" وابسته به مكتب قرآن كردستان كه جريان پيروان مرحوم كاك احمد مفتي زاده بوده وزيرنظر ماموستا ملاحسن اميني فعاليت دارد گرفته شد كه به معرفي استاد مظفرپرتوماه پرداخت. پرتوماه جزو معدود كردهاي تحصيل كرده خارج از كشور بود كه توانست به كار در"ناسا"ي آمريكا بپردازد. پرتوماه كه به جريان ملي مذهبي هاي ايران نزديك بود درزمان رياست جمهوري بني صدر به ايران برگشت اما محدوديت هاي سنگين سياسي سال هاي اوليه انقلاب وي را ناچار به بازگشت به آمريكا نمود.علاوه بركارهاي ارزشمند علمي وتحقيقاتي ، ترجمه كامل قرآن به زبان كردي ، با گرايش به لهجه اردلاني، از آثار به يادماندني آن شخصيت كم نظير كرد است كه اميدواريم  چاپ ودرمعرض ديد خوانندگان قرار گيرد.

درادامه بحث هاي اجتماعي مقاله اي با عنوان" مشكلات كاركرد خانواده" از آقاي فرهاد عزيزي به چاپ رسيد كه چالش هاي جديد خانواده وكاركردهاي آن را به بحث كشيده بود. مهندس اقبال محمدي دريادداشتي انتقادي به تبعيض هاي نارواي مديريتي درشهر مريوان اشاره كرده واظهار داشته بود: "بين تمام مديران كل استان، سهم شهرستان هاي مريوان وسروآباد صفراست ومديران ادارات اين دوشهرستان نيز اغلب غير محلي هستند".  مشكل عدم درج سوال مربوط به احكام اهل سنت براي شركت كنندگان سني دركنكور سراسري موضوعي بود كه دريادداشت كوتاه آقاي عطاالله مراديان با عنوان"تكليف مالايطاق مي تواند جايز باشد!" به آن پرداخته واز نمايندگان مجلس خواسته شده بود كه پي گير اين موضوع باشند و درجهت حقق شعار عدالت- مورد ادعاي دولتمردان كشور- جوانان اهل سنت بتوانند درامور مذهبي به سوالات مربوط به فقه خود پاسخ دهند. انتخاب استانداران كرد ويك پرسش بي پاسخ عنوان يادداشت كوتاهي بود كه به مسئله حساسيت نظام به مذهب اهل سنت درمورد گزينش مديران سياسي پرداخته بود. انتخاب دواستاندار كرد شيعي دركردستان درزمان آقايان هاشمي وخاتمي وپرهيز از انتخاب استاندار اهل سنت سوال محوري اين يادداشت بود. آقاي محمد يزدانپناه بوكاني از اعضاي شوراي هماهنگي اصلاح طلبان كرد دريك يادداشت كوتاه به برخي از محورهاي مقاله محمد قدمي پاسخ داده بود كه در شماره شش هاوار با عنوان" اصلاح طلبان اصولگراي كرد" به چاپ رسيده بود. يزدانپناه عنوان"كرامات شيخ!" را براي يادداشت خود برگزيده بود. صفحه كردي هاوار هفتم مقاله اي بود از دكتر كمال مظهر با عنوان" صلاح الدين ايوبي وجنگ هاي صليبي" كه از كتاب درسي  متوسطه عراق كه به زبان كردي منتشرشده بود برداشت شد.

در ادامه رويه معرفي رويكردهاي متفاوت درمورد كردها و پس از درج ديدگاه هاي احزابي نظير جبهه مشاركت ايران اسلامي، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران ونهضت آزادي ايران ، اينبار ديدگاه وابستگان به جريان محسن رضايي – فرمانده پيشين سپاه- درسايت بازتاب پرداختيم. درج مقاله اي از آن سايت با عنوان         " كردها، تهديد يا فرصت" نوشته محمد هادي توانست بخش ديگري از ديدگاه هاي مليون ايراني در خصوص حقوق كردها را مطرح سازد. درآن مقاله آمده است" انتظاراتي كه كردها از دولت جديد دارند را مي توان به صورت زير فهرست نمود:

·         حذف نگاه امنيتي از مناطق كردنشين

·         سهم مشاركت در مديريت محلي ومنطقه اي به صورت معقول ومتناسب با شايستگي ها وتخصص ها

·         توجه جدي به توسعه زيرساخت ها هاي اقتصادي وصنايع بنيادين در مناطق كردنشين

·         تامين نيازمندي هاي رفاهي وآسايش عمومي جامعه وگسترش فضاهاي گدشي كه اقبال عمومي را به دنبال خواهد داشت

·         ايجاد تسهيلات جهت مشاركت عمومي جامعه در راستاي اشتغال زايي

·         توجه به دغدغه هاي فرهنگي فرهيختگان وانديشمندان

·         توسعه زيرساخت هاي فرهنگي وايجاد سرگرمي هاي سالم جهت اوقات فراغت جوانان

·         ايجاد تسهيلات لازم وتشويق جوانان وطن پرست جهت ورود به سازمان هاي نظامي وانتظامي

به كارگيري كردها درپست هاي مديريتي متناسب با تخصص آنان درديگر شهرهاي كشور كه اين گام بعدي رفع كدورت ها خواهد بود واز اين مجرا اعتمادسازي بين حاكميت وجامعه كردي روبه تكميل خواهد بود"
نوشته شده توسط هدايتي در 12:49 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387

هاوار شماره شش

هاوار شماره شش

 

25 آبان ماه ششمين شماره هاوار منتشر شد. دراين شماره مصاحبه با مهندس وحيد ميرزاده كرمانشاهي از فعالان ملي – مذهبي تيتر اصلي را به خود اختصاص داد. مهندس ميرزاده از چهره هاي سرشناس ملي – مذهبي كشور است كه در جريان فعاليت هاي اصلاح طلبان كردبا وي آشنا شدم.فردي متين، صاحب فكر وانديشه با گرايش هاي حقوق بشري ودموكراسي خواهي. ميرزاده عضو شوراي هماهنگي اصلاح طلبان كرد بود ودراكثر نشست ها شركت داشت. مصاحبه با ميرزاده به عنوان يك كرد وابسته به جريان ملي – مذهبي كشور درجهت همان سياست تلاش براي همگرايي نيروهاي سياسي منطقه وكشور بود." اقوام ايراني ومنافع ملي" عنوان مصاحبه مهندس ميرزاده بود. معرفي نگاه ملي مذهبي ها درمورد حقوق اقوام وبررسي چالش هايي كه نيروهاي ملي درحوزه مطالبات قومي مطرح كرده اند گام مفيدي بود درجهت درك متقابل طرفداران حقوق قومي ومنافع ملي. ميرزاده ضمن بيان ديدگاه هاي خود وجريان مرتبط، مسئله كرد را تحليل نموده وسرانجام در پاسخ به خبرنگار هاوار كه پرسيد:"راه حل مسئله كرد را چه مي دانيد؟" گفت: " بايد نگاه امنيتي واستفاده از ابزار نظامي كنار گذاشته شود.و درمقابل اعتمادسازي را تقويت كرد. فضاي اعتماد سازي از دوطريق قابل اجراست: يكي از راه مشاركت عملي آحاد مملكت از جمله اقوام مختلف در تعيين سرنوشت سياسي خود از طريق انتخابات آزاد و دوم ورود نخبگان واقعي اقوام گوناگون درنظام پارلماني است.اگر نخبگان هرقوم امكان حضور درمجلس  را داشته باشند وبتوانند مشكلات و ديدگاه هاي خود را درمحيطي مسالمت آميز بيان نمايند، نه تنها در انسجام ملي ونزديكي هرچه بيشتر اقوام مختلف قدم بسيار مثبتي برداشته مي شود بلكه ديدگاه هاي براندازانه وتجزيه طلبانه نيز به تاريخ خواهد پيوست." دومين مطلب مهم شماره شش هاوار سرمقاله اي بود با عنوان" پيمان آغازين" . دراين يادداشت كه پس از حذف عنوان سردبيري و درج شوراي سردبيري به جاي آن در شناسنامه هاوار، با امضاي شوراي سردبيري چاپ شد، ميثاق نامه اي درج شد كه به عنوان چارچوب و اصول فكري هاوار مطرح شده بود. پيشتر در سال 1382 پس از راه اندازي سايت تحليلي خبري اينترنتي" ئاسوكورد" – كه از سوي بنده و تعدادي از همفكران راه اندازي شد- اين ميثاق نامه به عنوان منشور اخلاقي آن سايت منتشر شده بود.نظر به اينكه رويكرد هاوار وسايت ئاسوكورد يكي بود با چاپ آن درشماره شش هاوار درصدد برآمديم پيمان نامه اي با مخاطبانمان امضا كنيم كه درآن انتظارات گردانندگان هاوار واصول اخلاقي مورد نظرشان به اطلاع مردم برسد. پيمان نامه هاوار درپنج بند به شرح زير منتشرشد:

پيمان اول. بيائيم باهم گفتگو كنيم

پيمان دوم . بيائيم يكديگر را تحمل كنيم

پيمان سوم . بيائيم يكديگر را دوست بداريم

پيمان چهارم . بيائيم يكديگر را ياري دهيم

پيمان پنجم . بيائيم وحدت داشته باشيم

درادامه آن منشور اعلام شد: "به اعتقاد ماتحقق اصول فوق ميسر نمي شود مگر اينكه:

يك. خود را حق مطلق فزض نكنيم

دو. مطلق گرا نباشيم

سه. نقدپذيرباشيم

چهار. انسانگرا باشيم

پنج. تحقير انسان ها را باهر شيوه ولحن وگفتار ناپسند بدانيم

شش. براي خود وديگران امكان خطا ولغزش قائل باشيم

هفت. تجربه ها وآموخته هايمان را به يكديگر هديه كنيم

هشت. درپي يك بهترين راه نباشيم چراكه هر راه حلي براي يك زمان ومكان وشرايطي بهترين است

نه. به جاي تك علتي نگري، جامع نگر باشيم وپديده ها را دريك سيستم ببينيم

ده. باور كنيم كه ما براي خوشبختي مجبوريم باهم باشيم وتكروي را بيراهه بدانيم". در انتهاي يادداشت آرزو شد كه" دردوهفته نامه هاوار جايي براي توهين وتحقير آدم ها وجود نداشته باشد. هاوار به ميداني براي تبادل داشته هاي خوب انديشمندان كرد تبديل شده والگويي باشد از خردورزي وعقلانيت كردها".

مراد ويسي – كه تا شماره پنج هاوار سردبير آن بود وبدليل نداشتن وقت كافي مسئوليت ايشان به شوراي سردبيري سپرده شد- درمقاله اي با عنوان" وظايف حكومت وحقوق كردها" ضمن اشاره به برخي از اقدامات نمايندگان كرد درمجلس ششم به نمايندگان مجلس هفتم توصيه كرد كارهاي ناتمام را تمام كنند.ويسي ادامه فعاليت فراكسيون نمايندگان كرد،  حمايت از نشريات محلي نهادهاي مدني، توجه به عقب ماندگي هاي اقتصادي منطقه ودفاع از حقوق شهروندي مردم مناطق كردنشين را به راه يافتگان مجلس هفتم توصيه كرد. دراين شماره نيز دو مطلب از استان ايلام درج شد يكي يادداشت كوتاهي درمورد انتظار مردم ايلام از انتصاب استاندار بومي از سوي دولت احمدي نژاد ودومي نقدي از عملكرد صدا وسيماي ايلام. آقاي محمد قدمي از فعالان شهر بانه دريك مقاله انتقادي پيشنهاد كرد اصلاح طلبان كرد بهتر است به جاي واژه اصلاح طلب از تركيب" اصلاح طلبان اصولگراي كرد" استفاده نموده وبا اصولگرايان متحد شوند زيرا دركردستان اصلاح طلب واصولگرا معنا ندارد. يكي از يادداشت هاي شماره شش هاوار كه سخت مرا تكان داد يادداشت كوتاه پسرم سيد حنظله بود. او  دراين يادداشت به عنوان فرزند كسي كه سال هاي سال از آرمان هاي انلاب اسلامي دفاع كرده واكنون خود را درتحقق اهداف ناكام مي داند سخن گفته بود. عنوان يادداشت او" هدف سوخته بود!" به گمانم حتي اگر مطلبي هم نمي نوشت تيتر مطلب گوياي سوال عميقي بود كه يك پسر از پدرش دارد: پدر! اهدافي كه پي مي گرفتي چه شد؟! حنظله درپايان مطلب آورده است:"بغض من از آينده خويش است. از اميدهايي كه غبار ظلم برآن ها نشسته. وقتي مي بينم بعضي از آن مردان دلسوخته با مدرك بالاي دانشگاهي درخانه نشسته وحتي اجازه كار عادي نيز ندارند پيش خود مي گويم  كه اين چه هدفي بوده كه آن ها را به اينجا رسانيده است؟ سخن گفتن از دردهاي آنان مثنوي صد من كاغذ مي خواهد. تازه دراين جامعه نامهربان مگر به گوش كسي خواهد رسيد؟ آري دلم پر است وكاري جز گريه نمي توان كرد. گريه براي مردان ديروز ومطرود شدگان امرو. مرداني كه هدف هاي بس بزرگي داشتند. هدف هايي كه به نظر مي رسد امروز سوخته اند!" يادداشت كوتاه مرحوم استاد حواري نسب درمورد استاد حمدي از ديگر مطالب هاوار ششم بود ومقاله اي كوتاه از جعفر غلامي از دبيران قروه اي. هاوار بسيار تلاش كرد كه هاوار را واقعا به ميان كردهاي شيعه ونيز مدمان ساير مناطق كردنشين برده و زمينه تعامل بين همه كردستاني ها وكردهاي ساير استان هاي كردنشين را فراهم سازد. انتشار مقاله آقاي غلامي دراين راستا بود. با عنايت به اينكه درپي فراخوان هاوار تعدادي از طراحان كردستاني پيشنهادهايي ارايه داده بودند دراين شمار از ايشان تشكر شد واعلام شد لوگوي جديد كار آقاي حسن حسني است.

نوشته شده توسط هدايتي در 11:53 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه سوم اردیبهشت 1387

هاوار از تولد تا جوانمرگي(7)

هاوار از تولد تا جوانمرگي(7)

هاوار شماره 5

هاوار شماره پنج با تغيير لوگوي آن در25 آبانماه منتشر شد. پس از فراخواني كه درشماره هاي پيشين هاوار انجام گرفت تعداد قابل توجهي از طراحان كردستاني لوگوهايي را براي هاوار پيشنهاد كردند كه درنهايت لوگوي پيشنهادي آقاي حسن حسني ، همكار خوبم درشركت احداث صنعت تهران مورد استفاده قرار گرفت. اگر انشاءالله موفق شوم اسكن صفحات اول 45 شماره هاوار را دروبلاگ قرار دهم آن را مشاهده خواهيد كرد. تيتر هاوار شماره پنج به سيد معروف صمدي اختصاص يافت با اين عنوان    " راه حل ريشه اي مسائل كردستان: توزيع عادلانه منزلت،قدرت وثروت". سيد معروف صمدي كه دو دوره نمايندگي مرم شهرستان هاي سنندج، ديواندره وكامياران در مجلس را برعهده داشت اينك فرماندار مهاباد شده بود ودر تحليل مسائل سياسي به پختگي قابل قبولي رسيده بود. انعكاس ديدگاه هاي او به عنوان يك فعال سياسي ومذهبي كرد مي توانست به برقراري ديالوگ مورد نظر هاوار بين نيروهاي منطقه وكشور كمك كند.سخنان فرماندار بومي مهاباد كه دركاهش هزينه هاي مردمي بحران ماههاي گذشته مهاباد- پس از قتل مرحوم شوانه بدست نيروهاي انتظامي- نقش مهمي داشت درآن شرايط مورد نياز بود. شاه بيت سخنان صمدي اين بود كه پيدايش بحران هاي گاه به گاه درمناطق كردنشين داراي ريشه هاي عميق ومزمني است كه بي توجهي به آن ها موجب مي شود مسائل ، راه حل واقعي نيابند. بي عدالتي وتبعيض هاي ناروا در زمينه هاي هويتي، سياسي و اقتصادي به عنوان علت هاي اصلي نگراني ها وگله هاي مردم نام برده شد. صمدي و غالب اصلاح طلبان كرد درآن مسئله عدم پاسخگو يي مسئولان انتظامي و قضايي را موجب تحريك احساسات مردم مي دانستند. وظيفه است بگويم صمدي از همان ابتدا يكي از حاميان تفكر اصلاح طلبي در كردستان ونيز يار وياور هاوار بود . هرگز درآن دوران حمايت او ومرحوم عبدالرحمن اباذري فرماندار فهيم بوكان از نشست هاي اصلاح طلبان كرد- كه با مخالفت جدي اقتدارگرايان روبرو بود- را فراموش نمي كنم. سرمقاله هاوارنيز ، مطلبي بود از دوست، همفكر ويار ديرينم سيد عباس احمدي – كه علاوه بر وابستگي هردوي ما به خاندان سادات باينچو وارادتي كه هردوي ما به مرحوم استاد ستوده شاعر نامي كرد داشتيم-  از ابتداي انقلاب درجريان هاي مختلف همفكر و همرزم بوده ايم. سيدعباس احمدي بي ترديد يكي از صادق ترين نيروهاي آموزش وپرورش كردستان است كه در 30 سال گذشته با نهايت صبر وبردباري ناملايمات ونامهرباني هاي مختلف را تحمل ودر يك مسير مشخص درجهت دفاع از هويت فرهنگي، قومي ومذهبي كردها، آرمان هاي اصيل انقلاب وتفكر اصلاح طلبي ونفي خشونت تلاش نموده است. احمدي به دليل همين ثبات درعقيده وعمل مدتي به همراه پدر بزرگوارش خليفه سيد احمد باينچو- كه از ستاره هاي عرفان منطقه بود- دراسارت گروه هاي تروريست قرار گرفت. " هاوار، فرياد خفته درگلو" عنوان مقاله سيد عباس احمدي بود كه طي آن به مظلوميت هاوار و گردانندگان آن وصاحبان تفكر معتدل كردي پرداخته واز تنهايي هاوار  ناليده بود.نكته جالب اينكه وي درآن يادداشت گفته بود:" گرچه ممكن است دستي از غيب به درآيد وهاوارمان نيز ديگر برنيايد اما باز هم در دلمان ودر رگ هايمان هاوار متجلي خواهد بود. به قول معلم عشق دكتر شريعتي حتي داغ يك آه را بر دل آن ها خواهيم گذاشت"! عطاللله مراديان در مقاله اي با نام" اسلام حداقلي آري يا نه!" به توضيح برخي از محورهاي مقاله آزاد جلالي زاده پرداخت و بر اين نگرش تاخت كه اسلام را فقط درحد احكام فردي معنا كرده واز دخالت آن درامور اجتماعي پرهيز مي دهند. وي اشاره كرده بود كه" حذف دين در عرصه اجتماع مساوي است با حذف كل دين درحالي كه نياز است دين دنياي مردم را سامان دهد". واين گفته شريعتي را يادآور شد كه" ديني كه به درد دنياي من نخورد به درد آخرت من هم نخواهد خورد زيرا سرنوشت آخرت آدمي را رفتار وكردار او درهمين دنيا تعيين مي كند و دنيا را منحصركردن به حوزه شخصي نهايت تنگ نظري است". در كنار قسمت دوم پاسخ كيخسروي به تاجزاده مقاله " آسيب هاي ناشي از تحولات خانواده" نوشته فرهاد عزيزي كارشناس بهزيستي كردستان درج شد كه تحليلي بود از پيامدهاي خانواده دردنياي مدرن. در هاوار شماره پنج يك مطلب مهم به چاپ رسيد كه شايد اگر تحقق مي يافت اكنون يك كار بزرگ آغاز شده بود وبا وصف ناكامي آن حركت ، كه متاسفانه به دليل مريضي مهند ادب و برخي شيطنت هاي افراد تند رو وخودمحور اتفاق افتاد، هنوز هم به نظر مي رسد يكي از نيازهاي منطقه كردستان است. داستان از اين قرار بود كه درتابستان سال 84 درجلسه چهار نفري كه با حضور آقايان دكتر رمضانزاده، مهندس ادب ، دكتر جلالي زاده وبنده درمهمانسراي رياست جمهوري در محله فرشته تهران برگزار شد پيشنهاد تشكيل بنياد توسعه كردستان ، به عنوان يك نهاد مردمي وغيردولتي مطرح شد كه با استقبال حاضران مواجه شد. مقرر شد پيشنويس اساسنامه اي براي آن تهيه شود و براي اظهار نظر نخبگان كردستاناز طريق نشريات منطقه اي منتشر شود و پس از جمع آوري نظريات مقدمات تشكيل آن فراهم شود. بنده را مسئول تهيه پيش نويس اساسنامه كردند. پيشنويس اساسنامه "بنياد توسعه منطقه اي كردستان" تهيه شد وبه تائيد موسسين آن رسيد. وبا توجه به درخواست موسسين در هاوار به چاپ رسيد. درماده يك آن آمده بود:" بنياد توسعه منطقه اي كردستان تشكلي است فرهنگي، اجتماعي، غيرانتفاعي، غيرسياسي وغير دولتي كه براي كمك به توسعه مناطق كردنشين كشور تشكيل و به اختصار بنياد ناميده مي شود". انشاأالله دركتابي كه به نام هاوار چاپ خواهد شد-البته اگر اجازه چاپ بگيرد!- متن كامل اساسنامه را منتشر خواهم ساخت. اكنون كه قريب 3 سال از آن روزها گذشته هنوز هم براين باورم كه يكي از راه هاي منطقي كمك به توسعه كردستان تشكيل چنين نهادهاي غير دولتي است. اميدوارم روزي شاهد اين تحول باشيم. صفحه كردي هاوار شماره پنج به يادداشت" ناله ي جودايي" از دوست  عزيزم محمد رئوفي سردشتي تعلق داشت كه طنز گونه اي بسيار زيبا ورسا – والبته تلخ- بود از برخي شايعه تغييرات تقسيمات كشوري دراستان آذربايجانغربي وزمزمه هايي كه شنيده مي شد. و يادداشت پاياني را مهران تيشه گران مسئول روابط عمومي فدراسيون دوميداني ايران واز مديران ورزشي كرد نوشت كه به جايگاه ورزش درمناطق كردنشين پرداخته بود.

نوشته شده توسط هدايتي در 8:25 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387

هاوار از تولد تاجوانمرگي(6)

هاوار از تولد تاجوانمرگي(6)

هاوار شماره 4

سرانجام موفق شديم پانزده روزه شماره 4 هاوار را منتشر سازيم.دوشنبه 25 مهرماه هاوار جديد با تيتر" ايلام گهواره تمدن ها" به چاپ رسيد. درجريان فعاليت هاي اصلاح طلبان كرد با جمعي از جوانان فهيم و غيرتمند ايلامي آشنا شدم كه در راستاي همگرايي كردهاي شيعه وسني مي توانند نقش آفرين باشند. كردهاي اصلاح طلب ايلامي – كه سخت مورد نكوهش نهادهاي دولتي ورسمي ايلام بويژه امام جمعه آن شهر بودند- ضمن همكاري با احزاب ملي نظير مشاركت ومجاهدين انقلاب تلاش دارند مطالبات مشروع وقانوني كردها را از يك مجراي قانونمند ومسالمت آميز پي گيري نمايند. جمعي از اين جوانان درنشست هاي اصلاح طلبان كرد درسنندج، كرمانشاه، بوكان وتهران شركت كردند ودرحالي كه مهياي برگزاري نشست پنجم اصلاح طلبان درايلام بودند با هجمه وسيع اقتدارگرايان آن استان مواجه شده واز برگزاري نشست درايلام ممانعت رسمي بعمل آمد. پس از انتشار هاوار درراستاي همان خط مشي تلاش براي تعامل دروني جريان هاي كردي همكاري شان به فال نيك گرفته شد. انتشار مقاله ايلام گهواره تمده ها كه به قلم آقاي قاسم جاني كارشناس ميراث فرهنگي نوشته شده بود با نيت ايجاد ارتباط متقابل وشناخت كردهاي مناطق مختلف از يكديگر انجام شد. دراين مقاله تحقيقي پيشينه ايلام به اجمال معرفي شده بود. مقاله " موانع اشتغال زنان" به قلم خانم مهندس نوشين عرجوني مديرصنايع دستي استان كردستان كه به چالش هاي حضور مديران زن در سازمان هاي مختلف پرداخته بود ، نقش ضعيف زنان در عرصه صنعت را مورد بررسي قرار داد. درج اين مقاله نيز – پس از چاپ مقالات خانم ها اسدي و حافظي – در شماره هاي قبل-  با هدف معرفي زنان كارآفرين وتوانمند كردستاني  انجام گرفت. قطعا زنان فهيم وتحصيلكرده زيادي درميان كردها يافت مي شوند كه اگر اجازه يابند مي توانند ايفاي نقش كنند. خانم عرجوني مهندس نساجي واز زنان مستعد سنندجي است كه معرفي ايشان وديگر زنان فعال درعرصه اجتماعي را ، هاوار، يكي از رسالت هاي خود مي دانست. درج متن كامل بيانيه كنگره هشتم سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران پيرامون حقوق اقوام وپيروان مذاهب دركشور درادامه معرفي ديدگاه احزاب ملي درخصوص كردستان وبه منظور ايجاد وتعميق تعامل بين نيروهاي محلي وملي انجام گرفت. متاسفانه فضاي سنگين ضد تحزب ونيز جوسازي هاي برخي عناصر مصلحت ناشناس عليه فعاليت احزاب ملي درمناطق كرد نشين اجازه نداد محتواي آن بيانيه به خوبي مورد  بررسي قرار گيرد. به نظر مي رسد درتلريخ تحزب درايران تا ان زمان هيچ حزب ملي با چنين صراحت وشفافيتي موضوع اقوام ايراني وضرورت توجه به مطالبات آنان را مورد توجه قرار نداده بود.اذعان به پيدايش يك جريان خودآگاه سياسي قومي درمقابل ناسيوناليسم متمركز اقتدارگراي دركشور از نات مهم آن بيانيه بود. سازمان دراين بيانيه اعلام نمود:" مجاهدين انقلاب اسلامي ايران توجه به حقوق مندرج در قانون اساسي مربوط به قوميت ها و مذاهب را بخشي از تلاش فراگير براي استقرار مردم سالاري وتامين حقوق شهروندي آحاد ملت قلمداد وتحقق آن را موجب تقويت همبستگي ملي ، حفظ تماميت ارضي، توسعه وپيشرفت وآباداني همه مناطق كشور مي داند. لذا با تاكيد برواقعيات موجود، افزايش سهم اقوام ومذاهب درساختار قدرت، افزايش اختيارات نهادهاي محلي، به ويژه شوراهاي شهر وروستا وسپردن امور محلي به ساكنان آن ، آنگونه كه رهبر فقيد جمهوري اسلامي درپيام مهم 26 آبان 1358 مورد تاكيد قرار داد، كاستن از حساسيت هاي مذهبي، رفع تبعيض هاي ناروا، حمايت از رويكرد  توسعه مدار به جاي رويكرد امنيتي، تقويت وحمايت از مهادهاي مدني ومهمتر از همه ، اجراي اصول معطل مانده قانون اساسي ، به ويژه اصول 12 و15 وتدوين وتصويب قوانين اجرايي مربوطه- به خصوص- اقدام براي رسمي شدن آموزش زبان هاي محلي درمدارس ودانشگاه ها، فراهم شدن فضاي امن وتوام با تسامح ومدارا وتلاش براي رفع كدورت ها را مهمترين مطالبات اين بخش از هم ميهنان قلمداد كرده و آمادگي خود را براي همكاري با اركان نظام ونهادهاي مردمي درجهت تحقق اين خواسته ها اعلام مي دارد". دكتر جلال جلالي زاده درپاسخ به برخي اتهامات ، كه اسلام را مروج ترور مي خوانند ، طي مقاله اي با عنون " از اسلام پيامبر تا اسلام ما"  بر اين نكته تاكيد ورزيده كه" اسلام به ذات خود ندارد عيبي+ هرچه هست از نامسلماني ماست".  درقسمت ديگري از هاوار شماره چهار، درپاسخ به مطالبي كه سيد مصطفي تاجزاده درمصاحبه با هاوار- درشماره قبل- مطرح كرده بود ، فاروق كيخسروي از اعضاي شوراي مركزي سابق حزب دمكرات طي مقاله اي با عنوان" نگاه امنيتي وسياسي به كردستان بايد به نگاه توسعه اي تبديل شود" به نقد نظريات تاجزاده پرداخت.  مهمترين نقد كيخسروي به تاجزاده اين بود كه وي " به وجود مسئله كرد اعتراف نمي كند".  آقاي كيخسروي درحالي تاجزاده را درجايگاه متهمي نشانده بود كه اعتراف نمي كند! كه  وي در آن زمان باحكم دادگاه اقتدارگرايان به ده سال محروميت از كارهاي دولتي محكوم شده بود. عطاالله مراديان ، دبير آموزش وپرورش وداراي فوق ليسانس الهيات، از فعالان سياسي ومذهبي قروه درمقاله " دستاوردهاي صلاح الدين ايوبي  براي كردها" ضمن معرفي خدمان آن سردار رشيد اسلام وكرد نوشت:"صلاح الدين ايوبي با يكپارچه كردن سرزمين هاي كردنشين تحت زعامت يكي از فرماندهان كرد از عشيره حكاري و متحد كردن كردستان شمالي وجنوبي از نظر اداري، خدمت ويژه اي نسبت به اكراد ارايه داد". دو مطلب كردي شماره چهار هاوار به مصاحبه دبيرشوراي هماهنگي اصلاح طلبان كرد ونيز معرفي تعدادي از ترجمه هاي قرآن به زبان كردي اختصاص يافت. هاوار شماره سه درحالي با تيراژ چهار هزار به چاپ رسيد كه هزينه دويست هزار تومتني آن را شخصا بر عهده داشتم وتا آن زمان جز مساعدت وتخفيف چاپخانه" چاپ گستر" با مديريت آقاي فيض الله عرب سرخي  هيچ كمكي دريافت نكرده بوديم.

نوشته شده توسط هدايتي در 7:20 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387

هاوار از تولد تاجوانمرگی(5)

هاوار از تولد تاجوانمرگی(5)

هاوار شماره 3

درعالم بي ياوري با تلاش هاي چند نفر از دوستان و پسرم حنظله فاصله يكماهه چاپ شماره بعد به 25 روز تقليل يافت وشماره 3 هاوار در10 مهر 1384 منتشر شد. دراين شماره مطالب متنوع تري درج شد. درادامه انعكاس ديدگاه برخي احزاب ملي از جمله سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران درشماره دو هاوار ، كه برخورد دولت درقبال حوادث پس از قتل مرحوم شوانه درمهاباد را محكوم كرده بودند، دراين شماره بيانيه مشروح نهضت آزادي ايران چاپ شد. نكته جالب توجه دراين بيانيه انعكاس مواضع يك حزب ملي درمورد اقوام – وبه ويژه كردها- بود. نهضت آزادي ايران را مي توان جناح معتدل و ديني جبهه ملي ايران دانست.  اين احزاب درطول تاريخ نسبت به تحركات قومي مناطق مختلف كشور سريعتر از ديگران عكس العمل نشان داده اند واز اين بابت همواره از سوي فعالان قومي به تمايل پان فارسيسم! متهم بوده اند. نهضت آزادي دراين بيانيه تلويحا به اين اتهام پاسخ داده و به شفاف سازي مواضع خود پرداخته و ضمن دعوت فعالان كرد به اتخاذ مشي مسالمت آميز وبه دور از خشونت، رفتار دولت نهم را درقبال يك حادثه محلي وتبديل كردن آن به يك بحران چند ماهه مورد انتقاد قرار داد. توجه به ريشه هاي ناآرامي هاي قومي درغرب وشرق كشور وپرهيز از عكس العمل احساسي وآمرانه حكومت از نكات بارز اين بيانيه بود. انتشار اين بيانيه درراستاي همان خط مشي ايجادتعامل بين فعالان ملي ومنطقه اي بود كه هاوار براي آن طرح ويژه داشت.در همين زمينه به منظور تببين تبعات توسعه اي ناشي از ناآرامي وعدم امنيت، مصاحبه اي با يكي از اساتيد دانشگاه وصنعتگران كردستان به عمل آمد كه درنوع خود مهم بود.دكتر منصورخاكسار درپاسخ به اين سوال كه " آيا بين امنيت وتوسعه رابطه معنادار وجود دارد يانه؟" توضيحاتي ارايه داد كه به تيتر اول هاوار تبديل شد. اين دغدغه ونگراني از سال هاي گذشته – به ويژه از سال 1372 كه درمسئوليت اداره كل تعاون كردستان قرار گرفتم- با من همراه بود كه يكي از علل توسعه نايافتگي وعقب ماندگي اقتصادي استان كردستان وعدم اجراي پروژه هاي بزرگ درمنطقه را ناامني تلقي مي كردم وبراين باوربودم كساني كه مي كوشند به هربهانه درمنطقه ناامني وجود داشته باشد- خواه از ميان كردها يا حكومتي ها- درعمل دشمنان توسعه ورفاه كردستان هستند. امروزه اين رابطه بين امنيت وتوسعه براي همگان معنادارتر شده است. مهندس بهاالدين ادب پس از چندين بار پي گيري ، موافقت كرد يادداشتي براي هاوار بنويسد. اصرار من براي درج يادداشت افراد با گرايش هاي فكري متفاوت درراستاي همان مشي " ايجاد تعامل بين فعالان سياسي بود". متاسفانه يكي ديگر از دردهاي كردها درطول تاريخ همواره عدم تعامل بين نيروهاي داخلي منطقه بوده است. ضرب المثل طنز آميزي كه مي گويد" وقتي دو نفركرد دور هم جمع شوند يك حزب تشكيل مي دهند واگر تعدادشان چهار نفرشد انشعاب مي كنند" نسبتي با واقعيت هاي فرهنگي مادارد. هريك از ما فكر مي كنيم مادام ديگران صددرصد همفكر ما نيستند –لابد!- دشمن ما هستند. درگيري هاي داخلي گروه هاي سياسي دركردستان عراق درساليان پيش ونيز دركردستان ايران دردهه شصت و تصفيه هاي داخلي گروه هاي كرد تركيه و..نمونه هاي بارز اين تفكر غلط است. درداخل نيز چنين است. ما كمتر تحمل كساني را داريم كه دقيقا مثل ما فكر نمي كنند. وجود اختلاف نظر بين دوستان ما ومهندس ادب غير قابل انكار بود اما ما براين باور بوديم نمي شود گفت كساني كه مثل ما نمي انديشند ويا پيشينه اي مثل ما ندارند –حتما!- ضد كرد وضد دين وضد انقلاب و...! هستند. كما اينكه متاسفانه عده اي جوان وسختي ناكشيده عرصه سياست نسبت به اصلاح طلبان كرد چنين نظري داشته- ودارند_!  برايم جالب بود درحالي كه هاوار نوپا ونحيف تازه داشت جان مي گرفت وبا هزار مشقت چند صفحه مطلب از اين وآن منتشر مي ساخت، فردي از طرفداران دوآتشه كرد وكردستان! مقاله اي را درسايت هاي اينترنتي منتشر ساخت با عنوان" هاوار از دست هاوار!" ودر اين مقاله به صاحب امتياز ومدير مسئول هاوار تاخته بود ومسئولان ارشاد اسلامي را نكوهش كرده بود كه چرا بايد به هدايتي مجوز نشريه داده شود!؟ چرا؟ زيرا هدايتي مثل آن دوست عزيز نمي انديشد! اين است داستان خودخوري ميان كردها! درهرحال ضمن استقبال از يادداشت مهندس ادب براي اثبات تمايل جدي مان به تعامل ، يادداشت" هاوار چرا؟"ي مهندس ادب را به عنوان سرمقاله شماره 3 درج كرديم. والحق محتواي بسيار دردمندانه اي داشت. وي دراين يادداشت كوتاه ،شاه بيت هاي انديشه سياسي خود را اينگونه بيان نمود: "سلام برصلح وآشتي...سلام بر دموكراسي...سلم بر عدالت...سلام برحكومت قانون...سلام بر صفاي دل ودوري از توهم ها وباندگرايي ها وسوءظن ها وكينه ها وعداوت ها...سلام بر روزي كه خودي وغيرخودي، شهروند درجه يك ودو نداشته باشيم..سلام برشايسته سالاري وحاكميت شايستگان...سلام بر رفاه عمومي وبهره گرفتن تمامي ملت از ثروت هاي ملي..سلام بر استقرار حاكميت ملي وحفظ وارتقاي منافع ملي..سلام بر روزهاي خوش آزادي..سلام برتواضع درمقابل ملت...سلام بر اغماض وعفو وتساهل وتسامح وبزرگ منشي...و سلام بروحدت ملي..". مطلب ديگر هاوار به محمد علي پرتوي تعلق داشت. پرتوي كه از نيروهاي باسابقه وخدوم كردستان است، كه دودوره نماينده مردم سقز وبانه درمجلس،مدتي نيز بخشدار ومعاون فرماندار سقز شده واكنون فرماندار پيرانشهر بود، در بزرگداشت مقام مرحوم عبدالرحمن اباذري، فرماندار فقيد بوكان كه درتصادف رانندگي به همراه همسرش دارفاني  را وداع گفت، يادداشت دردمندانه اي نوشته بود. اباذري نيز از فعالان سياسي واجرايي باسابق كرد بود كه مرگ وي براي مردم منطقه سخت وناگوار بود. درپي رحلت استاد بي بديل فقه واحياگر زبان كردي مرحوم ملاعبدالكريم مدرس بياره مقاله دكتر نادركريميان سردشتي با عنوان" ارتحال شافعي زمان" نيز درهاوار منتشرشد. مرادويسي سردبير هاوار ومحقق وتحليلگر مسائل سياسي خاورميانه مقاله" كردها وقانون اساسي عراق " را نوشت كه به برخي چالش هاي موجود اشاره نمود. وي از جمله به چالش ساختارحكومتي" فدراليسم درعراق" ونيز "مسئله كركوك"  اشاره نمود. درج دومقاله" حقوق اقليت ها "  ترجمه وريا رحماني و"حقوق شهروندي وآزادي هاي مشروع" نوشته حبيب الله مرادي - كارشناس ارشد حقوق ووكيل پايه يك دادگستري كردستان- با هدف آگاهي بخشي به مردم درخصوص حقوق انساني شان نيز درهمين شماره چاپ شد. درج مقالات آموزشي از همان ابتدا جزو سياست هاي هاوار به شمار مي رفت. مقاله "جاذبه هاي طبيعي كردستان" و مصاحبه با دوبرادر كشتي گير كردستاني- سعيد وفريدعدناني- از ديگر مطالب هاوار شماره سه بود. درصفحه كردي نيز دومطلب درج شد. مطلبي از محمد رئوفي سردشتي –كارشناس ارشد فقه شافعي ووكيل دادگستري- با عنوان " مه لاي كون وبيري نوي" كه پاسخي بود به مقاله حقير درهفته نامه سيروان با عنوان" مودرنيته و مه لاي كورد" ، كه نقد وتوضيحات زيادي را برانگيخت وبه شكافتن يك مسئله مهم درمنطقه پرداخت. من درآن مقاله، كه به زبان كردي نگاشته شده بود،  گفته بودم علماي كردستان درتمام زمينه هاي فرهنگي، اجتماعي وسياسي درتاريخ كردستان همواره پيشگام بوده ونمره قبولي گرفته اند اما درعصر مدرنيته باآن رويكردهاي سنتي وقديمي – اگر تجديد نظر نكنند- از نقش شان كاسته خواهد شد. يادداشت دوم تحت عنوان" مانيفستي ئه وينداري" بود كه كوشيده بود همبستگي كردها را درقالب يك انديشه عاطفي تعريف كند وپيام صلح ودوستي را خميرمايه آرزوهاي كردها سازد. درهرحال هاوار شماره سه نيز با چنين محتوايي درسه هزار نسخه وبا قيمت 100 تومان برويترين روزنامه فروشي هاي منطقه نشست.

نوشته شده توسط هدايتي در 11:1 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387

هاوار از تولد تا جوانمرگی(۴)

هاوار از تولد تا جوانمرگی(۴)

هاوار شماره ۲

گرچه سيكل چاپ هاوار دوهفته نامه بود اما بدليل همان مشكلاتي كه برشمردم شماره دوم آن به فاصله يك ماه در15 شهريور1384 منتشر شد. شماره دو سرآغازي بود برتحقق يك رويكرد جدي درخصوص نحوه تعامل با نيروهاي نوانديش ملي دركشور. درحد آگاهي وشناخت خودم يكي از كاستي هاي جريان هاي سياسي كردي را عدم تعامل ، ويا ضعف تعامل، با نيروهاي ملي غيركردستاني مي ديدم. تجربه نشان مي دهد، فعالان سياسي محلي همواره بر محدوده محلي فعاليت هاي خود تاكيد ورزيده وهرنوع گرايش به همفكري وهمكاري وتعامل با احزاب وچهره هاي ملي كشور را يك نوع واگرايي كردي تلقي وعاملان آن را مورد حمله قرار داده اند، چنانكه هرنوع ارتباط نيروهاي محلي كردستان با نهادها وجريان هاي ملي به عنوان يك ضعف – وحتي خيانت به كردها!- تلقي شده است. براين اساس تا سال هاي اخير – جز درمقاطعي از سوي كمونيست ها- كمتر فعال سياسي كرد مشاهده مي شود كه با افتخار عضويت خود دريك حزب ملي يا وابستگي به يك جريان ملي را علني كرده باشد. جالب است بگويم زماني كه درسال 1380 پيوستن خودم به سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي را با برخي افراد مطرح كردم ، مشفقانه! نهي مي كردند وبعدها نيز از سوي مخالفان سياسي خود بارها وبارها به دليل وابستگي به يك حزب ملي نكوهش شدم. همواره اين سوال براي من مطرح بوده است دركشوري مثل ايران كه تصميم گيري هاي مهم، متمركز وغالبا درتهران انجام مي گيرد وكردها نيز نيروي سرشناس وقوي درنهادهاي تصميم گيري كشور ندارند چگونه مي توان بدون تعامل با جريان هاي ملي مي توان زمينه تصميم سازي هاي مفيد براي منطقه را فراهم نمود. از ديگر سو براي كساني كه مدعي دموكراسي خواهي هستند جاي سوال است كه چگونه مي توان بدون تعامل با نخبگان ساسي ساير مناطق، آراي اكثريت مردم ايران را براي حمايت از خواست ها ومطالبات به حق كردها بدست آورد؟ درهرحال هنوز هم براين باور هستم كه شرط لازم وضروري موفقيت گروه ها وشخصيت هاي سياسي كردستان برقراري تعامل با افراد وگروه هاي ساير مناطق كشور به  ويژه مركز نشينان است. بدين منظور طوري برنامه ريزي شد كه درهاوار هرشماره با يكي از شخصيت هاي اثرگذار ملي ومحلي گفتگو نموده ويا به نحوي نسبت به انعكاس ديدگاه هاي شان اقدام شود. دراين راستا درشماره دو هاوار مصاحبه نسبتا مفصلي شد با سيد مصطفي تاجزاده از چهره هاي اثرگذار اصلاح طلب كشور. تاجزاده از اعضاي ارشد سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي وجبهه مشاركت ايران اسلامي، روزنامه نگار، صاحب كتاب ها ومقالات متعدد در عرصه سياست ومعاون بركنارشده وزير كشور دردوره اصلاحات است كه با حكم دادگاه سال ها از خدمات دولتي محروم شد. با توجه به اينكه تاجزاده چندين سال معاون سياسي وزيز كشور بود تلاش شد درآن مصاحبه رويكردهاي امنيتي وسياسي به قضاياي كردستان مورد بحث قرار گيرد كه به نظر مي رسد درشكافتن زواياي آن چالش موفق عمل شد. سرمقاله آن شماره نيز پاسخ من به منتقدان جريان اصلاح طلبان كردبود كه دبيري شوراي هماهنگي آن را برعهده داشتم. درآن زمان از سه طرف به اصلاح طلبان كرد، كه وارد عرصه انتخابات رياست جمهوري نهم شده بودند واز نامزدي دكتر مصطفي معين حمايت مي كردند، حمله مي شد: از سوي اقتدارگرايان حكومتي كه مارا قوم گراي تجزيه طلب مي ناميدند، از سوي گروه هاي اپوزيسيون خارج نشين كه مارا عمله حكومت مي دانستند واز سوي برخي شخصيت ها وافراد كرد داخل كشور كه عده اي حرف هاي اپوزسيون را مي زدند و برخي نيز براي ناكام كردن ما به ياري اقتدارگرايان حكومتي مي آمدند.براي شفاف سازي مواضع جريان اصلاح طلبان كرد مقاله" فرمول بغرنج اصلاح طلبي كردي" را درسرمقاله درج كرديم كه پاسخ نسبتا مشروحي بود به منتقدان ومخالفان ودرمعرفي مواضع واقعي اصلاح طلبان كرد موثر بود. در آن يادداشت چهار ويژگي "دين مداري، قوم مداري وكردايه تي، ايران مداري ودموكراسي خواهي" تشريح شد. دراين شماره خانم نسترن اسدي از معلمان موفق آموزش وپرورش كردستان- كه سال گذشته موفق به اخذ مدرك دكترا دررشته مديريت شد- مقاله "الگوي خانواده موفق" را نوشت. كردستان درمشروطيت به روايت آيت الله مردوخ كردستاني، بازتاب ملي حوادث مناطق كردنشين، اسلام حداكثري وحداقلي-نوشته محمد آزاد جلالي زاده فرزند مرحوم مسلم جلالي زاده كه درسال 1360 به همراه پدرش بدست گروه هاي مسلح ترور وبه شهادت رسيد- فقه ودموكراسي از نگاه دكتر سروش، ان.جي.اوها، دموكراسي وجامعه مدني- نوشته دكتر محمد علي توفيقي- از ديگر مطالب اين شماره هاوار بود. از آنجا كه زبان هاوار در مجوز رسمي ، كردي وفارسي انتخاب شده بود تلاش كرديم با همكاري دوستان كردي نويس صفحاتي از هاوار را به زبان كردي منتشر سازيم كه دراين شماره كاك ابراهيم ملكي باشماخي يادداشت زيبا وساده اي درمورد خواننده نامي كرد" عطاالله سعيد منصور " نوشت وبا عنوان"گوراني بيژي ره سه ني كورد" چاپ شد. درمورد بخش كردي هاوار اين نكته را هم اضافه كنم كه برخلاف برخي از نشريان محلي آن دوران بنده معتقد بودم بايد مطالب كردي هاوار به نحوي باشد كه اكثريت مردم كردستان بتوانند مفهوم آن را درك كنند. گاهي مطالبي درنشريات محلي به زبان كردي نوشته مي شد كه جز معدودي حرفه اي درزبان كردي متوجه محتواي آن نمي شوند. به هرحال واقعيت ها نشان مي دهد به دليل مخالفت حكومت هاي ديكتاتور وضد كرد اجازه داده نشده كردهاي ايراني با زبان مادري شان بخوانند وبنويسند وحتي پس از گذشت سي سال از تصويب قانون اساسي جمهوري اسلامي اجازه اجراي اصل 15 قانون اساسي كه آموزش زبان هاي محلي را تجويز نموده، داده نشده است. ما براين باور بوديم درچنين شرايطي بايد متون ساده وقابل فهم را به زبان كردي درهاوار ، كه يك نشريه عمومي است، منتشررساخت واز درج متون كردي نامانوس براي خوانندگان پرهيز نمود. البته اين بدان معنا نيست كه معتقد بوده باشيم افرادحرفه اي سكوت كنند ومطالب شان چاپ نشود .خير! بحث هاي حرفه اي مي تواند دركتب ويژه ويا نشريات كردي تخصصي مطرح شود. به هرحال از نگاه ما، بخش كردي هاوار مي بايست به نحوي تنظيم شود كه اكثريت خوانندگان منطقه ، كه حتي آشنايي كمي با نوشتن وخواندن كردي دارند مفهوم آن را به راحتي درك كنند. با اين رويكرد سراغ كساني رفتيم كه برساده نويسي اصرار داشته باشند. هاوارشماره دو نيز با تيراژ 3 هزار نسخه توزيع شد. با توجه به مشكلات فرا روي مقرر شد در استان كرمانشاه بصورت رايگان 100 تا200 نسخه توزيع شود ودراستان ايلام نيز دوستان همفكر اصلاح طلب توزيع هاوار را برعهده بگيرند. با كمك دوستان سيروان دونفر از توزيع كنندگان سيروان درسنندج واروميه وظيفه توزيع هاوار دراستان هاي كردستان وآذربايجانغربي را بعهده گرفتند. گمان مي كنم ميزان فروش هاوار شماره دو بيشتر از شاره يك شده باشد.

نوشته شده توسط هدايتي در 7:47 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه نوزدهم فروردین 1387

هاوار متولد شد! (۳)

پس از دريافت مجوز تا زماني كه موفق به انتشار اولين شماره هاوار شدم 6 ماه طول كشيد . دراين مدت با افراد زيادي تماس گرفتم اما حامي جدي وقابل اعتمادي يافت نشد به ناچار با همكاري پسرم حنظله ،جمع آوري مطلب براي شماره اول را آغاز كرديم. دكتر جلال جلالي زاده- كه وي را يكي از معدود سياستمداران صادقي مي دانم كه اخلاق را به مذبح سياست نبرده است- اولين ياوري بود كه دست به قلم شد وبا نگارش مقاله" كردها وروشنفكري ديني" به ياري هاوار آمد. خودم نيز مدتي پيش – پس از واقعه يازدهم سپتامبر- مقاله " ريشه هاي تروريسم درجهان" را نگاشته بودم كه به بهانه تندبودن هيچ روزنامه اي حاضر به چاپ آن نشد. اين مقاله فرصت يافت بخشي ازهاوار را به خود اختصاص دهد. دوست عزيزم مراد ويسي از روزنامه نگاران توانمند كرمانشاهي- كه به من اجازه داد به عنوان سردبير هاوار معرفي شود واز اين بابت همواره سپاسگذارشان بوده ام- يادداشت آغازين هاوار را نوشت با عنوان " نفي راديكاليسم ضرورتي براي حكومت ومردم كرد". شايد مناسبت اين يادداشت حوادث ناگواري بود كه در تابستان 84 پس از قتل مرحوم شوانه درمهاباد تعدادي از شهرهاي مناطق كردنشين را فراگرفت. درپي اعتراضات مدني – وگاه خشن – آن ايام يادداشت تحليلي شماره اول هاوار – كه با همكاري توفيق رفيعي تنظيم شده بود- به اين مسئله اختصاص يافت كه با عنوان " راديكاليزه كردن مناطق كردنشين: بي تدبيري يا سناريوي سازمان يافته" به تيتر اول هاوار تبديل شد وبه همراه يك عكس از تجمع اعتراضي جمعي از فعالان سياسي سنندج جلوي استانداري كردستان به چاپ رسيد. سرمقاله هاوار با عنوان"هاوار، ديار ، داد" چاپ شد. كه ضمن اعلام موجوديت هاوار به چگونگي گزينش نام هاوار براي دوهفته نامه اشاره كرده بود. از ديگر مقالات هشت صفحه هاوار مي توان به يادداشت هاي صلاح الدين عباسي- از روشنفكران مهابادي- با عنوان " كردها وضرورت ايجاد شبكه خبري- تحليلي مستقل"، ابراهيم فتاحي –از فعالان ملي مذهبي كرمانشاه- با عنوان" تقدس زدايي از دين"، خانم ثريا حافظي – از مديران بهزيستي استان كردستان- با عنوان " چرا دختران فرار مي كنند" اشاره كرد. تقديرنامه اي از دكتر بايزيد مردوخي-استاد نامدار اقتصاد ايران كه از كردهاي نامي سنندج به شمار مي رود واز رئيس جمهور خاتمي مدال افتخار گرفته بود به همراه يادنامه اي از استاد ميرزاده موسيقي دان كرمانشاهي كه درآن ايام به ديار باقي شتافت وتحليلي از طرح توازن منطقه اي  درحوزه اقتصادي از ديگر يادداشت هاي هاوار اول بود. كيفيت چاپ درحد يك نشريه نوپاي فاقد مكنت مالي بود. از اين بابت خيلي ها برمن خرده گرفتند. اما البته محتوا براي ما مهمتر از شكل وشمايل بود. سه هزار نسخه چاپ شد و درچهار استان كردنشين توزيع شد كه كمتراز 500 نسخه برگشتي داشت واين براي هاوار بد نبود. يكي از مشكلات روزهاي اول مسئله توزيع – به ويژه دراستان هاي كرمانشاه وايلام – بود كه حتي بدون توقع برگشت قيمت آن با ممانع جدي مواجه بود. درهرحال سرانجام هاوار متولد شد وبر غرفه هاي روزنامه فروشي ها نشست.

 

 

نوشته شده توسط هدايتي در 9:35 |  لینک ثابت   • 

شنبه هفدهم فروردین 1387

هاوار از تولد تاجوانمرگی(1 و 2)

بسم الله الرحمن الرحيم

 

هاوار  از تولد تا جوانمرگي!(1)

روز 26 اسفند 86 فاكس آني ومحرمانه دبيرخانه هيئت نظارت برمطبوعات وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي را دريافت كردم. متن كامل آن چنين بود:

" بسمه تعالي – جناب آقاي سيد هاشم هدايتي باسلام بدينوسيله به آگاهي مي رساند هيئت نظارت برمطبوعات در سي و سومين جلسه از يازدهمين دوره آن هيئت به تاريخ 20/12/1386 پروانه انتشار نشريه«هاوار» را به استناد تبصره ماده 11 قانون مطبوعات مصوب 22/12/1364 و اصلاحات بعدي آن لغو نمود. ضمن معطوف نمودن نظرجنابعالي به مفاد ماده آئين نامه اجرايي قانون مذكور مقتضي است از انتشار آن جلوگيري به عمل آوريد".

دقيقا دراسفند ماه 1383 بود كه نامه اي از مديركل مطبوعات آن وزارتخانه دريافت نمودم كه پروانه انتشار هاوار را با اين محتو برايم ارسال نمود:

"به موجب ماده 13 قانون مطبوعات مصوب 28/12/1364 مجلس شوراي اسلامي پروانه انتشار نشريه هاوار با روش خبري-تحليلي درزمينه مسائل اجتماعي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي به زبان فارسي-كردي وترتيب انتشار دوهفته نامه درشهرستان هاي استان هاي كردستان، كرمانشاه، آذربايجانغربي وايلام به نام آقاي سيد هاشم هدايتي درتاريخ 20/11/1383 به شماره ثبت 18989/124 صادر مي گردد. اميد است با رعايت قانون مطبوعات درتحقق رسالت فرهنگي ومطبوعاتي خويش موفق وپيروز باشيد. مديركل مطبوعات داخلي"


ادامه مطلب
نوشته شده توسط هدايتي در 10:13 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386

قدر داني از گردانندگان هاوار

قدر داني از گردانندگان هاوار

 

حال كه دست تقدير هاوار را از عرصه روزنامه گري خارج ساخت! به مصداق حديث شريف " من لم يشكر المخلوق لم يشكرالله" وظيفه خودم مي دانم به عنوان كوچكترين عضو خانواده هاوار،  از كليه كساني كه درسه سال گذشته براي انتشار هاوار زحمات زيادي كشيده اند سپاسگذاري نمايم. به ويژه از آقايان دكتر محمد علي توفيقي دوست وهمفكر صميمي وگرانقدرم كه  زحمت انتشار هاوار از شماره 16 تا 2۸ بردوش ايشان بود وراسا آن شمارگان را برنامه ريزي كردند و آقاي  محمد كريم اسدبيگي دوست ديرين سي ساله كه پس از تحويل هفته نامه سيروان به استانداري كردستان، به همراه تيم سابق سيروان ازجمله آقايان توفيق رفيعي و فيض الله پيري ونیز آقایان جمال ملايي و محمد صادقي مسئولان بخش کردی وساير دوستان درانتشار شمارگان 26 تا45 زحمات اساسي متقبل شدند وانتشار اين شمارگان مديون زحمات ايشان بود. البته دوستان وهمفكران بزرگوار زيادي بودند كه با كمك هاي مالي وفكري درتداوم راه هاوار مساعدت هاي شاياني نمودند كه شايان سپاس است اما از آنجا كه احتمالا راضي به ذكر نامشان  نيستند،  اجرشان را به خداي متعال حوالت مي دهيم واز ذكر نامشان پرهيز مي كنم. ضمنا ناشكري است اگر از فرزند عزيزم سيدحنظله هدايتي قدرداني نكنم كه هاوار انتشار شماره اول تا15 خود را مديون زحمات ومديريت اوست . مخصوص تلاش جدي اوبراي انتشار ويژه نامه نوروز 85  كه همين شماره هاوار را درغرب كشور بعنوان نشريه برتر درسال 85  معرفي نمود. اشاره كنم كه دست به قلم شده ام تا سرگذشت هاوار از مرحله اخذ مجوز تاشماره 45 را به رشته تحرير درآورم. به محض آماده شدن تلاش خواهم كرد به نحو مقتضي درمعرض ديد مردم شريف مناطق كردنشين قرار دهم.

 

 

سيد هاشم هدايتي

صاحب امتياز ومديرمسئول

دوهفته نامه لغو امتياز شده هاوار

27 اسفند 1386

نوشته شده توسط هدايتي در 14:2 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386

دو هفته نامه هاوار لغو امتیاز شد

دو هفته نامه هاوار لغو امتیاز شد

 

علیرضا ملکیان دبیر هیات نظارت برمطبوعات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی امروز یکشنبه26اسفند ماهطی نامه ای محرمانه وآنی لغو پروانه انتشاردو هفته نامه«هاوار» را به اطلاع دکتر سید هاشم هدایتی صاحب امتیاز و مدیرمسول آن رساند.

مستندات این اقدام تبصره 11قانون مطبوعات اعلام شده است.هیات نظارت در این نامه به مفاد ماده 29 آیین نامه اجرایی قانون مذکورخواهان جلوگیری از انتشار هاوار شده است.

دو هفته نامه هاواردر زمستان1383 از هیات نظارت دوران اصلاحات مجوز انتشار گرفت وطی سه سال گذشته موفق شد45 شماره خود را به دو زبان کردی وفارسی منتشر کند.هاواردر این مدت به حرفه ای ترین و پرمخاطب ترین مشریه این مناطق تبدیل شد تا جایی که برخی شمارگان آن تا چاپ دوم وسوم پیش رفت.

دکتر سید هاشم هدایتی صاحب امتیاز ومدیرمسول هاوارعضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامي ايران و رییس شاخه کردستانی آن حزب ، دارای دکترای مدیریت استراتژیک وصاحب دهها مقاله علمی وتحلیلی در مطبوعات کشور است.هدایتی از نیروهای شاخص وسرشناس طرفدار انقلاب اسلامی ،از منتقدان دولت وازبنیانگزاران جریان اصلاح طلبان کردبه شمار می رود

 

نوشته شده توسط هدايتي در 12:18 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و پنجم اسفند 1386

تسلیت سالگرد حلبجه

 

سالگرد فاجعه

شهرمظلوم حلبچه

تسلیت باد

نوشته شده توسط هدايتي در 11:40 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه چهاردهم اسفند 1386

انتخابات رقابتي كدامست؟

انتخابات رقابتي كدامست؟ 

1 . آقاي احمد جنتي دبير شوراي نگهبان در خطبه هاي نماز جمعه هفته پيش اعلام نمود تعداد نامزدهاي رد صلاحيت شده بيشتر از حد نصاب است.بر اين اساس از تريبون هاي ديگر نيز به وفور اين گفته تكرار مي شود كه كثرت نامزدهاي مجلس نشانگر رقابتي بودن انتخابات است. آمار وارقام نيز گواهي مي دهند كه بطور ميانگين بيش از ده برابر كرسي هاي مجلس مورد تائيد قرار گرفته اند. ظاهرا همه چيز مويد فرمايشات جناب جنتي وهمفكران اوست كه انتخابات رقابتي است.اما اين سوال مطرح است كه آيا كثرت وكميت نامزدها به تنهايي مي تواند نشاندهنده رقابتي بودن انتخابات باشد؟ آيا اعتراض احزاب اصلاح طلب به روند تائيدصلاحيت ها به دليل تاكيد برمنافع گروهي است ؟ آيا آنطوري كه آقاي جنتي مدعي است انتخابات مجلس هشتم يك فرآيند رقابتي را طي مي كند قرين صحت است يا يك ترفند انتخاباتي وجناحي است؟ دراين يادداشت كوتاه به اختصار دراين مورد نكاتي را مطرح مي كنيم


ادامه مطلب
نوشته شده توسط هدايتي در 11:35 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دوازدهم اسفند 1386

بستن وبلاگ

 

کاش سعه صدرمان بیشتر شود!

درسال ۱۳۸۱ مقاله ای نوشتم تحت عنوان " دموکراسی درایران" این مقاله منتشر نشد.چندماه پیش دروبلاگ تخصصی خودم"مطالعات مدیریت استراتژیک" آن را منتشرکردم.پس از دو روز متوجه شدم وبلاگم باز نمی شود.دوستان زیادی تماس گرفتند واز علت بستن وبلاگ پرسیدند.هرکاری کردم باز نشد تا اینکه به ذهنم رسید شاید به خاطر مقاله دموکراسی درایران باشد.آن را برداشتم وبلاگ باز شد. مدتی پیش که این وبلاگ سیاسی را باز کردم همان مقاله را درج کردم. خبری نبود تا دیروز .متوجه شدم وبلاگم باز نمی شود.باز هم به حذف آن مقاله اقدام نمودم بلافاصله وبلاگ باز شد.اینکه چه کسانی وچگونه دست به این اقدام زدند مهم نیست اما دوست داشتم به جای این کار به نقد منطقی مقاله ام می پرداختند. امیدوارم روزی برسد که ما از انتشار دیدگاه های مخالف خود هراس نداشته باشیم.من ادعا ندارم آنچه را می نویسم حق مطلق است اما انتظار دارم مخالفان ومنتقدان با قلم به نقد من ُ عملکرد ودیدگاه هایم بپردازند ونه اینگونه...!

نوشته شده توسط هدايتي در 7:36 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه هفتم اسفند 1386

تقسيم‌بندي انسان‌ها از ديدگاه دكتر شريعتي

تقسيم‌بندي انسان‌ها از ديدگاه دكتر شريعتي

 يك. آنهايي كه وقتي هستند ، هستند  و وقتي كه نيستند هم نيستند. حضور عمده اين آدم‌ها مبتني بر فيزيك شان است. تنها با لمس ابعادجسماني آنهاست كه قابل فهم مي‌شوند بنابراين اينان تنها هويت جسمي دارند.

 دوم . آناني كه وقتي هستند ، نيستند و وقتي كه نيستند هم نيستند (مردگاني متحرك در جهان، خود فروختگاني كه هويت شان را به ازاي چيزي فاني واگذاشته‌اند. بي‌شخصيت‌اند و بي‌اعتبار، هرگز به چشم نمي‌آيند ، مرده و زنده‌شان يكي است)

 سوم .  آنهايي كه وقتي هستند ، هستند  و وقتي كه نيستند هم هستند (آدم‌هاي معتبر و باشخصيت، كساني كه در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودشان هم تاثير خود را مي‌گذارند كساني كه همواره در خاطر ما مي‌مانند ، دوستشان داريم و برايشان ارزش قائليم